
محمد غفاري فرزند ميرزا بزرگ به سال ۱۲۲۴هجري شمسي در يكي از روستاهاي كاشان متولد شد. خانواده او به ويژه صنيعالملك (عمويش) از نقاشان زبردست بود كه بااو به تهران آمد و در مدرسه دارالفنون به تحصيل پرداخت. كمالالملك نخست در دارالفنون در رشته زبان فرانسه و هنر نقاشي كه معلم آن "مزينالدوله نظري" بود ، به تحصيل پرداخت. مزينالدولهنظري بامشاهده استعداد فوقالعاده كمالالملك او را به فراگيري و تمرين فنون نقاشي ترغيب كرد. ناصرالدينشاه در رفتو آمدهايي كه به دارالفنون داشت كمالالملك را شناخت و با مشاهده استعداد و نبوغ فراوان او ، وي را به دربار فراخواند و با در اختيار گذاشتن تسهيلات و امكانات ، او را به زير سلطه خود كشيد. هنرمند جوان در نقاشخانه كه براي كار در كاخ گلستان در اختيار او قرار گرفته بود به كسب مهارت و هنرآوري بيشتر در زمينه نقاشي پرداخت. كمالالملك علاوه بر تحصيل و نگارگري ، روزي چند ساعت شاه مغرور قاجار را زير دست خود نشانده و به او تعليم ميداد. نخستين تابلوي او بعد از گرفتن لقب كمالالملك از سوی ناصرالدین شاه " تابلوي تالار آيينه" است كه از شاهكارهاي او به شمار ميرود. او در اين اثر، انگيزه هنرمند در ضبط حقايق تلخو اندوهبار تاريخو بازگو كردن مصائب مردم از ستم شاهان كه بهترين مظاهر ايام ستمشاهي آنان همين باقيمانده قصرها و عمارتهاي به جاي مانده است ، را ترسيم ميكند. اثر او زندهترين سند تاريخي در افشاي سلطنتها و اسراف حكومتهاي جابرانه آن دوران است. كمال الملك در دربار ناصرالدين شاه بسيار تقرب يافت و براي هر تابلو ، شاه مقدار زيادي اشرفي ، نشان، مدال، كمربند، شمشيربند مرصع وانگشترالماس به او اعطا ميكرد. كمالالملك را ميتوان در زمره كساني به حسابآورد كه در جهتوصول به مقاصد واهداف مترقي و اصلاحي ، به زمينههاي موجود در جامعه بيتوجه نبوده و براي احياي ارزشهاي از دست رفته و ايجاد تسهيلات و امكاناتي براي رشد فضيلت و هنر و آگاهي ، زمان را مغتنم شمرده و با درايت و محاسبه زمان ، اوضاع را تحت توجه قرار داد. آنچه بيش از همه سبب توفيق كمال الملك شد، برخورداري فوقالعاده از نبوغ و قريحه سرشار و قدرت آفرينشگري شگفت وي، محيط خانوادگي مساعد و هنردوستي و هنرمندي خويشان وي بود. كمالالملك در سال ۱۳۰۶هجري شمسي تقاضاي بازنشستگي كرد و به حسين آباد در نيشابور رفت و در ملك شخصي خود اقامت گزيد. او در اواخر عمر به دليل پرتاب سنگي، بينايي يك چشم خود را از دست داد. كمال الملك سرانجام در سال ۱۳۱۹هجري شمسي و در سن ۹۵سالگي درنيشابور بدرود حيات گفت و در مقبره شيخ عطار نيشابوري به خاك سپرده شد.
فاطمی زاده
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 13:26  توسط فاطمی زاده
|

شهر ماسوله با وسعت ۱۶ هکتار در ۵۵ کیلومتری مرکز استان گیلان (به مرکز رشت) در ایران و در ۳۲ کیلومتری جنوب غربی شهرستان فومن در ناحیهای کوهستانی و جنگلی با معماری بیهمتا در ایران و حتی در جهان قرار گرفته است. ماسوله از غرب به خلخال، از شمال به ماسال و از جنوب به تارم علیا محدود است.این شهر از نظر هماهنگی معماری با محیط طبیعی و جغرافیاییِ خود، بی نظیر بوده و در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. ازاینرو حفظ و نگهداری و تماشای این مجموعه در وضعیت کنونی و آینده از اهدافِ به ثبت رسیدن و محافظت از این شهرک قلمداد میگردد. ولی این شهرک هم اکنون رویارو با مسائلی مانند ریزش سنگ، سیل، رانش زمین، زمینلرزه، تصرف به منظور توسعه عمرانی و انسانی و تخریب و ... میباشد، که احتمال خطر را در این ناحیه به حداکثر میرساند و با توجه به اینکه در 10 کیلومتری بالاتر از ماسوله جدید، ماسوله قدیم با آثار و بازماندههای انسانی از قبیل سنگ کوره و ... در منطقهای گسترده پراکنده شده است که جزء آثار باستانی بشمار میآیند. زبان مردم ماسوله، تالشی است.قلل مهم ماسوله عبارتاند از: شاهمعلم (شامولوم)، آسمانکوه، لاسه سر، تروشوم و کله قندی. که قله شاه معلم با ارتفاع 3050 متر بلندترین نقطه استان گیلان می باشد.
فاطمی زاده
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 12:52  توسط فاطمی زاده
|
جشنواره
۸۰ روز دور دنيا بدون ژول ورن
سلام آقاى ژول ورن. امروز كه اين گزارش به دست شما مى رسد آبان ۱۳۸۴ مصادف با ۳۰ فوريه ۲۰۰۵ و چهارمين روز از هفته جهانگردى در ايران است. امسال رئيس سازمان گردشگرى جهانى WTO شعار سال ۲۰۰۵ گردشگرى را مزين به نام شما كرده است تا همگان به خاطر آورند ژول ورن پايه گذار سفر و جهانگردى آن هم از نوع عجيبش در جهان بوده است. آقاى ژول ورن عزيز، اگرچه شعار امسال از تخيل ژول ورن تا واقعيت قرن ۲۱ است اما باور كنيد با گذشت ۱۰۰ سال از مرگ شما (۱۹۰۵ م) هنوز دور دنيا در ۸۰ روز غيرممكن است. اگرچه هواپيما هاى جديدتر، قطار هاى سريع تر و اتوبوس هاى كولردار به ناوگان حمل و نقل داخلى و خارجى افزون شده اما همانطور كه آقاى فيلاس فوگ در كتاب ۸۰ روز دور دنيا هر لحظه كه اراده مى كرد وارد كشورى مى شد و هر زمان كه مى خواست بليت تهيه مى كرد، اينجا از اين خبر ها نيست. آقاى ژول ورن عزيز، محال است شما بدون داشتن آشنايى قوى با يكى از مديران ارشد هواپيمايى بتوانيد براى دو ساعت ديگر يك بليت هواپيما براى پرواز هاى داخلى پيدا كنيد. مسافران پيرو مكتب شما بايد از ماه ها قبل براى سفر خود برنامه ريزى كنند تا بلكه بتوانند براى روز مورد نظرشان بليت داشته باشند اما اين همه ماجرا نيست. هيچ كس هيچ قولى نمى دهد پرواز سر ساعت انجام شود. اكنون شما با اين تاخير پرواز ها مى توانيد حساب كنيد دوردنيا را در چند روز مى توان طى كرد؟ قول مى دهم به عدد كمتر از ۱۴۰ روز نخواهيد رسيد. آقاى ژول ورن عزيز، بعد از گذشت صد سال هنوز هيچ كس براساس كتاب هاى شما پنج هفته پرواز با بالن و مسافرت به مركز زمين و از زمين تا ماه نداشته است. البته چند تا فضانورد به كره ماه تشريف برده اند اما ماموريت كارى بوده است. از مسافرت به مركز زمين به غير از كارگران عزيز چاه كنى و قنات كنى خبر ديگرى در دست نيست. اين اطمينان را به شما مى دهيم كه در ايران حتى در يك مسير دوكيلومترى ساحل بزرگترين درياچه جهان سفر با بالن تجربه نمى شود. مطمئن باشيد همه مسافرانى كه اشتباهى در جزيره قشم از لنج هاى ناخدا خورشيد ها پياده مى شوند هرگز انتظار ندارند سفينه اى را آن سوى جزيره كه خالى از سكنه است پيدا كنند. هيچ كس در مورد ايران هيچ انتظارى ندارد. اما براى اينكه چندان نااميد و افسرده نشويد به اطلاعتان مى رسانم فقط روز پنج مهر يعنى سه شنبه اى كه گذشت ناگهان از سوى روابط عمومى سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى اعلام شد به مناسبت روز گردشگرى بازديد از موزه ها رايگان است. نكته جالب تر اينكه از همين دو روز پيش نخستين دوره آموزش گردشگرى به رانندگان تاكسى فرودگاه مشهد آغاز شده تا مثل فلان راننده فرودگاه مهرآباد از مسافر خارجى خود به جاى ده دلار كرايه ۱۵۰ دلار كرايه نگيرد. برحسب تصادف آن مسافر بخت برگشته خارجى خبرنگارى بوده كه در تحريريه روزنامه ما از گرانى كرايه تاكسى فرودگاه گله داشته و قصد كرده بود براى روزنامه اش گزارش مفصلى بنويسد. آقاى ژول ورن عزيز، باور نمى كنيد وقتى گفت از مهر آباد تا هتل استقلال ۱۵۰ دلار از وى پول گرفته است چشمان ما از تخم مرغ بزرگتر شد. اكنون به همين مناسبت رئيس كميته برگزارى هفته جهانگردى اعلام كرده است روز ششم هفته گردشگرى يعنى پس فردا با عنوان سفر و آئين مهرورزى است. با ياد گرفتن آئين مهرورزى با مسافران خود چه داخلى و چه خارجى طبق برنامه بلندمدت گردشگرى بايد تا ۲۰ سال ديگر ۲۰ ميليون گردشگر به كشور وارد كنيم در حالى كه هنوز نمى دانيم با همين ۵/۱ ميليون گردشگرى كه به ايران مى آيند بايد چگونه برخورد كنيم.
آقاى ژول ورن عزيز، عصبانى نشويد. ما ايرانى ها ضرب المثلى داريم كه مى گوييم صد سال اولش سخت است. خدا را شكر از صد سال اول مرگ شما گذشته است. بايد صبر كنيم صد سال هم از شروع برنامه ريزى ۲۰ساله گردشگرى ايران بگذرد تا سختى كار تمام شود اما اكنون چندان مطمئن نيستيم با اين شرايط سياسى پيش آمده در ايران و تغيير نگرش كشور هاى دور و نزديك فقط به خاطر مسائل سياسى آيا هنوز مى توانيم از وزارت خارجه خود انتظار داشته باشيم شرايط را به گونه اى فراهم سازد تا دست اندركاران گردشگرى ايران جذب ۲۰ ميليون گردشگر را متحقق شوند.
آقاى ژول ورن عزيز، يادمان رفت به اطلاع شما برسانيم گردشگرى و سفرى كه شما مبلغ و خالق آن بوديد هرگز در اين سرزمين شكل نگرفت اما در شكل خود كمك كرد تا جهان طى سال ۲۰۰۴ ميلادى با بيش از ۳/۱۰ درصد رشد نسبت به سال گذشته به ۶۲۲ ميليارد دلار برسد. اما در اين ميان ايران با قرار گرفتن در ميان ده كشور پرجاذبه در انتهاى صف چهلم قرار دارد. آقاى ژول ورن عزيز، اى كاش سرى هم به ايران مى زديد تا عجيب ترين كتاب تخيلى گردشگرى را مى نوشتيد. ( برگرفته شده از روزنامه شرق)
فاطمی زاده
+
نوشته شده در یکشنبه نهم مهر 1385ساعت 12:19  توسط فاطمی زاده
|
هفته گردشگری مبارک باد

تا چشم مى دود آبى است و فيروزه، تا دل مى كشد گنبد است و صداى پاى كفش ها روى جان این سنگ فرش ها. اينجا ایران عزیزماست. ره بسپار به ذره ذره ی خاک دلداده به نياكانش.
فاطمی زاده
+
نوشته شده در یکشنبه نهم مهر 1385ساعت 12:4  توسط فاطمی زاده
|
شهر سربداران
هنوز سپيده سر نزده و به قول معروف هوا گرگ و ميش است كه در ميان جاده برجى رخ نشان مى دهد و به وظيفه اش كه همانا رديابى مسافران بوده عمل مى كند و هنوز هم آن برج را كه نامش برج خسروجرد است، وقتى مى بينى متوجه شهرى مى شوى كه تا چند وقتى ديگر به آن مى رسى و آن شهر نامش سبزوار است، شهرى كه در گذشته «بيهق» ناميده مى شده است. ولى برج خسروجرد، مناره آجرى است افراشته تا آسمان و چنان استوار ايستاده كه شما را ناگاه به ياد لشكر سپه سالاران پارسى مى اندازد. برجى كه بسيار خاطرات را در دل خود جاى داده و مطمئناً همه حوادث ريز و درشت را هميشه از بالا نظاره گر بوده - معمارى عجيب كه در خود آجرهاى زيبايى را با نقش هاى متفاوت جاى داده و با دقت هر چه تمام تر دوشادوش هم چيده شده اند - اين برج را در زمان سلجوقيان حدود قرن پنجم ساخته اند و هدفشان تنها راهنمايى مسافران و كاروان هايى بوده كه از آنجا گذر مى كرده اند - ولى عظمت برج «خسروجرد» يا «خسروگرد» در سايه تنهايى و بى كسى آن از بين مى رود و گويى تا به حال كه مسافران را مى ديده و آنها را راهنما بوده از آن فقط خاطره اى دلنشين باقى مانده و حال آرزو دارد رهگذرى شايد قد رعناى آن را ببيند و حالى بپرسد.كمى جلوتر روى تپه اى در كنار جاده اصلى هفت پيكره را مى بينى كه دقيقاً به نام ميدان هفت پيكر ناميده مى شوند.هفت دلاورى كه به نام سربداران از آنها زياده شنيده ايم و خوانده ايم.
طبق پرس وجو اين مجسمه ها توسط هنرمندان خود شهر ساخته شده. چيزى كه توجه شما را جلب خواهد كرد پاهاى در بند اين مجسمه ها است كه بعد متوجه شدم سيم خاردارها براى اين است كه كسى به آنها نزديك نشود ولى سماجت و پشتكار خرابكاران شامل حال آنها هم شده است و اى كاش اين افراد تنها قسمتى از اين پيكره ها را مى ساختند تا قدر آنها را بشناسند و از جان گذشتگانى كه در گذشته حافظ مال و ناموس اين مرز و بوم بوده اند غريب و تنها و حتى بدون دست و شمشير سالم ديده مى شوند. بعد از ميدان هفت پيكر به پليس راه مى رسيد كه جلوتر از آن در جاده پيچ بسيار بى دقتى تعبيه شده كه واژگون شدن و يا تصادف هاى شديد در آنجا امرى عادى است و جزيى از دلمشغولى افراد شده است. شما اگر از اين پيچ جان سالم به در ببريد در آستانه شهر سبزوار قرار مى گيريد، به رغم اسمش، شهرى را قرار گرفته در ساحل كوير مى بينيد. اين شهر بزرگانى از حسن جورى گرفته تا عارف گرانقدر حاج ملاهادى سبزوارى و روشنفكرانى همچون دكتر على شريعتى و فرهيختگانى چون محمود دولت آبادى و قاسم غنى را به خود ديده است.
بازار قديمى و سنتى روبه روى امامزاده قرار گرفته كه در گذشته به بازار قناد ها معروف بوده ولى شما همه نوع شغلى به غير از قنادى را در آنجا مى بينيد جالب اينكه آثارى از آتش سوزى هم در اين بازار ديده مى شود. اگر خانه هاى قديمى را دوست داريد فقط در حد راهنمايى مى توانم منزل كيان را به شما معرفى كنم كه به دوره قاجاريه برمى گردد. با وجود ثبت آن در آثار ملى ميراث فرهنگى شما با قفل بزرگى برخورد مى كنيد كه هيچ گاه هم باز نمى شود و از بيرون آنجا انبارى از لوازم اضافى را مى توانيد نظاره گر باشيد. امامزاده شعيب در جنوب شهر واقع شده كه براساس اعتقادات روزهاى چهارشنبه همگى نذر نان و ماست مى كنند و شما را با نان تازه و يك كاسه ماست مهمان دل رئوف خودشان مى كنند.
محصولات زيره كه قابل اهميت است، انار و خربزه از اعم فرآورده هاى شهر است، براى سوغات مى توانيد به كلوچه زنجبيلى اكتفا كنيد. در مجموع شهر سبزوار شهرى مذهبى است با درختان كاج فراوان و سرو هاى برافراشته و كوچه هاى قديمى كه شما را مطمئناً در خود حل مى كند و به راحتى از آنها نمى توانيد عبور كنيد چون شما را به تفكر وامى دارد همچون كوچه قصبه كه ساختمان هاى انگشت شمارى دارد كه شما را تا گذشته هاى دور رهنمون مى كند. شهرى كه همچون مادرى دلسوز روستا هاى فراوانى را با غم ها و شادى هاى گوناگون در آغوش گرفته است و تنها و خاموش در كرانه اين كوير عظيم نشسته است .
فاطمی زاده
+
نوشته شده در یکشنبه نهم مهر 1385ساعت 11:36  توسط فاطمی زاده
|
کرانه های دریای عمان در نزدیکی چابهار: برگرفته از تارنمای منطقه آزاد چابهار

فاطمی زاده
+
نوشته شده در دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 12:52  توسط فاطمی زاده
|